شب يلدا

بيژن صفري دهكردي

دي ماه، در ايران كهن، چهار جشن را در برداشت نخستين روز ماه دي كه موضوع اين مقاله است و روزهاي هشتم، پانزدهم و بيست و سوم، سه روزي كه نام ماه و نام روزي يكي بود(1) امروزه، از اين چهار جشن تنها شب نخستين روز دي ماه، يا شب يلدا، را جشن مي‌گيرند، يعني آخرين شب پاييز، نخستين شب زمستان پايان قوس، آغاز جدي و درازترين شب سال، واژه يلدا سرياني و به معني ولادت است. ولادت خورشيد (مهر، ميترا) و روميان آن را ناتاليس نويكتوس(2) يعني روز تولد (مهر) شكست‌ناپذير نامند.(3) بنابر باور پيشينيان، در پايان اين شب دراز، كه اهريمني و نامباركش مي‌دانستند (و مي‌دانند)، تاريكي شكست مي‌خورد، روشنايي پيروز و خورشيد زاده مي‌شود و روزها رو به بلندي مي‌نهد. و نام اين روز ميلاد اكبر است، مقصود از آن انقلاب شتوي است.

گويند در اين روز نور از حد نقصان به حد زيادت خارج مي‌شود، و آدميان نشو و نما آغاز مي‌كنند  و «پري» ها به ذبول و فنا روي مي‌آورند.(2)

زايش خورشيد و آغاز دي را، آيين و فرهنگ‌هاي بسياري از سرزمين‌هاي كهن آغاز سال قرار دادند، به شگون روزي كه خورشيد از چنگ شب‌هاي اهريمني نجات مي‌يافت و روزي مقدس براي مهر پرستان بود.

در سده چهارم ميلادي، بر اثر اشتباهي كه در محاسبه كبيسه‌ها رخ داد، روز 25 دسامبر را (بجاي روز 21 دسامبر) روز تولد ميترا دانسته و تولد ميترا دانسته و تولد عيسي مسيح را نيز در اين آغاز سال قرار دادند(5) اشاره سنائي نيز به اين تقارن است.

به صاحب دولتي پيوند، اگر نامي همي جويي

كه از پيوند با عيسي چنان معـــروف شد يلدا

بنابراين نوئل (6) اروپايي همان شب يلداست و نوئل واقعي، يعني انقلاب شتوي(7) در30 آذر برابر با 21 دسامبر است (8) از مقاله و پژوهش‌هاي فراواني كه درباره يلدا شده در لغتنامه دهخدا (9) چكيده‌اي از برهان قاطع آنندراج، حواشي « علامه فزويني» آثار الباقيه، ابوريحان بيروني، شرح استاد مرحوم «پور داوود» بر يشت‌ها، فرهنگ فارسي مرحوم دكتر معين و مرحوم دهخدا آورده كه نقل آن بي مناسبت نخواهد بود.

يلدا لغت سرياني است به معني ميلاد عربي و چون شب يلدا را با ميلاد مسيح تطبيق مي‌كرده‌اند از اين رو بدين نام ناميده‌اند. بايد توجه داشت كه جشن ميلاد مسيح كه در 25 دسامبر تثبيت شده طبق تحقق در اصل جشن ظهور ميترا بوده كه مسيسحان در قرن 4 ميلادي آن را روز تولد عيسي «ع» قرار داده‌اند. يلدا شب اول زمستان و شب آخر پاييز است كه درازترين شب‌هاي سال است و در آن شب، يا نزديك بدان آفتاب به برج جدي تحويل مي‌كند و قدما آن را سخت شوم و نامبارك مي‌انگاشتند. در بيشتر نقاط ايران در اين شب مراسمي انجام مي‌شود. شاعران زلف يار و همچينين روز هجران را از حيث سياهي و درازي به آن تشبيه مي‌كنند و از شعرهاي برخي شاعران ماند سنايي، معزي، خاقاني و صيف اسفرنگي، رابطه بين مسيح و يلدا ادراك مي‌شود. يلدا برابر با شب اول جدي و شب هفتم دي ماه جلالي و شب 21 دسامبر فرانسوي است انگيزه‌هاي پايدار ماندن اين جشن را مي‌توان از جمله به اين گونه برشمرد:

1- شب زايش خورشيد يا (مهر) است از باورهاي ديني كهن.

2- بلندترين شب سال، يعني طولاني‌ترين تاريكي است. نشانه اهريمني شبي شوم و ناخوشايند كه از فردار شب به كوتاهي مي‌گرايد.

3- پايان برداشت محصول صيفي و آغاز فصل استراحت در جامعه كشاورزي است.

همه قشرها و گروههايي كه از فرآورده‌هاي كشاورزي و تلاش كشاورزان بهره‌مندند، در جشن نخستين روز دي ماه و بر داشت محصول در شگون و شادي كشاورزان شركت مي‌كنند. ابوريحان در اين خصوص مي‌نويسد «... در اين روز پادشاه با دهقانان و برزگران مجالست مي‌كرد و در يك سفره با ايشان غذا مي‌خورد، و مي‌گفت: قوام دنيا و (حكومت) به كارهايي است كه به دست شما مي‌شود...» (10)

آيين و جشن شب يلدا يا شب چله بزرگ، (11) تا به امروز در تمامي سرزمين كهنسال ايران و در بين هه قشرها و خانواده‌ها برگزار مي‌شود.

يلدا را همچنين مي‌توان جشن و گردهمايي خانوادگي دانست. در شب يلدا خويشاوندان نزديك در خانه بزرگ خانواده گرد مي‌آيند. به بياني ديگر، در سرماي آغازين زمستاتن، دور كرسي نشستن و تا نيمه شب ميوه و آجيل و غذا خوردن و به فال حافظ گوش كردن و شاهنامه‌خواني از ويژگي شب يلدا است با اين حال چه پسنديده است كه در اين شب دراز انسان‌ها را به ياد لبخند تلخ يتيمان و شكم گرسنگان در فرا رسيدن زمستان بيندازد. و اين شب را به صورت حقيقي و واقعي آن يعني جشن نيكوكاري تبديل نمايند.

بي‌راهه سخن نگوييم و به مختصات مراسم اين شب پردازيم.

جشن  خانوادگي:

 برگزاري مراسم يلدا اگر بتوان نام جشن بر آن نهاد، آييني خانوادگي است، و گردهمايي‌ها به خويشاوندان و دوستان نزديك محدود مي‌شود.

در كتابها و سندهاي تاريخي به برگزاري مراسم شب يلدا اشاره‌اي نشده است ابوريحان بيروني از جشن روز اول دي‌ماه كه آن را خرم‌روز (12) نامند، در دستگاه حكومتي و پادشاهي ياد مي‌كند و نامي از شب يلدا در ميان نيست، كه مي‌توان به دليل خانوادگي و همگاني و غير رسمي بودن آن دانست.

كنار كرسي:

 بي گمان براي جوانان نسل امروز كرسي گذاشتن، كنار يا دور كرسي نشستن نياز به توضيح و توصيف دارد (13) ابزارهاي گرمازاي تكنولوژي جديد- و نياز عامل‌هاي ديگر- كرسي و فرهنگ مربوط به آن را به دست فراموشي سپرده است.

در زمستان‌ها، استفاده از كرسي براي گرم كردن خانه و دور كرسي نشستن معمولاً از شب يلدا، نخستين شب زمستان، شروع مي‌شد و تا پايان شب چله بزرگ- و در برخي خانواده‌ها تا پايان چله كوچك- ادامه داشت اعضاي خانواده از كوچك و بزرگ، دور كرسي، كه روي آن ميوه و آجيل پوشانده، مي‌نشستند.

تا مي‌توان ز فرش چو كرسي جدا مباش

آتش به فرق ريز و مـــكن اختيار بــرف

«ميرالهي همداني»

خوراك:

 در همه جشن‌ها و آيين‌ها در جامعه‌هاي ابتدايي يا متمدن، خوردن و آشاميدن بخشي از مشغوليت‌ها و سرگرمي‌هاي جمع را تشكيل مي‌دهد براي شب يلدا خوراك ويژه‌اي نمي‌شناسيم و تهيه شام بستگي به وضع اقتصادي و روند تغذيه خانواده دارد. خوردني ‌هاي ويژه شب يلدا، ميوه‌هاي فصل تابستان چون: خربزه، هندوانه، انگور، انار، سيب، خيار، به و... ميوه‌هايي كه بايستي در اين شب تمامي آنها (به جز سيب و به) خورده شود و چيزي براي فردا، يعني فرداي زمستان باقي نماند. ميوه‌هايي را كه شب يلدا بر آن مي‌گذشت نمي‌خوردند(14).

آجيل و شب‌چره:

كه شامل دانه‌هايي چون گندم، نخود برشته، شاهدانه، تخمه هندوانه و كدو، بادام، پسته، فندق، كشمش، انجير، توت خشك و برنجك است. در بسياري از شب‌نشيني‌ها، مهماني‌ها و گردش‌ها فراموش مي‌شد و لي در شب يلدا مي‌بايست (مي‌بايد) بر سر سفره باشد.

 خوردني‌هاي شب يلدا در واقع، ميوه و آجيل است نه غذا. برخي از خانواده‌ها در شب يلدا پس از خوردن شام، براي شب‌نشيني شب يلدا به خانه خويشاوند بزرگتر مي‌روند.

 

فال حافظ:

يكي از رسم‌هاي شب يلدا فال حافظ گرفتن است. اگر رسم‌ها و آيين‌هاي ديگر يلدا را ميراثي از فرهنگ چندهزار ساله بدانيم (كه بايستي چنين باشد) ولي فال حافظ گرفتن در شب يلدا و نيز تيرماه سيزده شو (جشن تيرگان در مازندران)- در سده‌هاي اخير به رسم‌هاي شب يلدا افزوده شده است. فال حافظ گرفتن، در شب‌نشيني‌هاي زمستان و مناسبت‌هايي چون چهارشنبه آخر ماه صفر، چهارشنبه سوري، شب سيزده صفر، بعداز ظهر سيزده بدر، تيرماه سيزده شو، (تيرگان در مازندران) نيز از باورهاي همگاني است. (15) و در شب يلدا گويا بيشتر وصف‌الحال است. ممكن است در شب يلدا، براي فال گرفتن به خانه باسواد و اهل شعر و هنر خانواده رفت.

 همه رسم‌ها و آيين‌هاي شب يلدا را (بجز دور كرسي نشستن كه به اصطلاح نتوانسته است حرف خود را بر كرسي بنشاند) تا آنجا كه پژوهش‌ها اجازه مي‌دهد، در همه شهرها و آبادي‌ها سراغ داريم.

پژوهش و مطالعه كمي درباره برگزاري آيين‌ها و رسم‌هايي كه همگاني است و جنبه خانوادگي دارد آسان نيست. و تنها مي‌توان نمونه‌هايي انگشت‌شمار مشاهده و مطالعه كرد. امروزه نمود برگزاري آيين و رسم شب يلدا را مي‌توان در روزهاي بيست ونهم و سي ام آذرماه، در بازارها و فروشگاههاي ميوه و آجيل‌فروشي‌ها ديد. اين خريدها تا پاسي از شب يلدا دارد. در آخرين لحظه‌ها نيز كساني را مي‌بينيم كه از سر كار برگشته و ميوه‌هايي چون خربزه و هندوانه و انار كه به آساني نمي‌توان در يخچال نگهداري كرد مي‌خرند. باشد كه اين جشن و آيين، كه در حد جشن نوروز و به روايتي، خود جشن نوروز و سال نو بوده، با وجود اشاعه و دگرگوني‌هاي فني و صنعتي امروز ، به عنوان گوشه‌اي از نمودهاي فرهنگي و قومي وتاريخي اين مرز و بوم، به دست فراموشي سپرده نشود.

همه شب‌هاي غم آبستن روز طرب است

يوسف روز ز چاه شب يلــــــــــدا آيد.

پي‌نوشته‌ها:

1-بنابر گاه‌شماري كهن هر يك از 30 روز ماه، نام ويژه دارد كه نام فرشتگان است، نام دوازده ماه سال نيز در ميان آنهاست در هر ماه كه نام روز بانام ماه يكي باشد آن روز را جشن مي‌گيرند و در اين 30 روز ماه 3 روز آن دي نام دارد. و هر 3 روز را در گذشته جشن مي‌گرفتند.

2- Natalis invictus.                        

3- دكتر بهرام فره‌وشي، جهان فروري ، تهران انتشارات كاويان، چاپ دوم، 1364 ، ص 116

4- ابوريحان بيروني، آثار الباقيه، ترجمه اكبر دانا سرشت، تهران، انتشارات امير كبير، چاپ اول 1363، ص 341

5- دكتر بهرام فره‌وشي، جهان فروري، ص 116 همچنين نك:

Duchesne- Guillemin Les Mageade Betnhleem . Acte

Orlentalia Beigicu . no . 10

6- Noel ، سالروز تولد مسيح مقدس.

7- Solstioe ، هر يك از انقلاب صيفي و شتوي

8- ايرانياني كه در امريكا و اروپا هستند و در جشن‌هاي تولد مسيح و جشن سال نو ميلادي مي‌كوشند تا جشن شب يلدا را برگزار كنند توجه دارند كه هر سه آئين، سابقه و ريشه تاريخي و فرهنگي مشتركي دارند.

9- براي اطلاع بيشتر رك: لغتنامه دهخدا، واژه يلدا

10- ابوريحان بيروني، آثار الباقيه، ص 245

11- در زبان و باور عامه، زمستان به دو چله تقسيم مي‌شود، چله بزرگ از اول دي‌ماه تا دهم الي پانزدهم بهمن‌ماه، يعني جشن سده است، كه ستاره گرما به زمين مي‌رود، چله كوچك از دهم الي پانزدهم بهمن تا بيستم اسفند است و به اين علت كوچك گويند كه از سردي هوا كاسته شده است(برخي چله كوچك را 20 روز مي‌دانند)

12- دي ماه و آن را نور ماه نيز مي‌گويند نخستين روز آن «خرم‌روز» است و اين روز و اين ماه هر دو به نام خداي تعالي كه هر مزد است ناميده شده در اين روز عادت ايرانيان چنين بود كه پادشاه از تخت شاهي به زير مي‌آمد و جامه سپيد  مي‌پوشيد و........ نك : ابوريحان بيروني آثار الباقيه، ص 344

13- «چارپايه‌از تخت به عرض و طول يك متر كه به زمستان‌گاه كه به زير منقل يا كلك نهند. يا آن را بر فراز چاله آتش گذارند و بر روي آن لحاف گسترند و در چهار طرفين نهالين گسترند و بالش نهند. نشستن و خفتن زمستان را» ن ك: لغتنامه دهخدا

14- شايد نبودن وسيله و امكان نگهداري در گذشته چون يخچال و سردخانه يكي از علت‌هايي مي‌باشد كه خوراك‌هاي شب‌مانده را نمي‌‌خوردند.

15- براي اطلاع بيشتر ر ك: محمود روح‌الاميني به شاخ نباتت قسم (باورهاي عاميانه درباره فال حافظ)

تهران: انتشارات پاژنگ، چاپ اول 1369 ، مبحث زمان تفأل، ص ص 34 و 35

 

copyright ©  2005  Ncl | DESIGNED BY  :  neyrizsaba 
Ncl را صفحه خانگی خود کنید